دهه ۳۰ و شروع نقاشی مدرن

کمالالملک، پدر نقاشی نوین ایران
با ظهور کمالالملک، نقاشی ایران وارد دورهای علمیتر و غربگرا شد. بت بال 90 او سبک رئالیسم اروپایی را به ایران آورد. با راهاندازی مدرسه صنایع مستظرفه، آموزش اصول آکادمیک نقاشی را آغاز کرد. نگاه دقیق به موضوعات و وفاداری به واقعیت در کار او مشهود است. تکنیکهای او نقطه عطفی برای هنرمندان بعدی بود. شاگردانش راه او را دنبال کردند. کمالالملک نخستین قدم در نوسازی هنر نقاشی را برداشت. آثار او نمونهای از تلفیق سنت و غرب است. تأثیرش تا نسلهای بعدی ادامه داشت.
۲. دهه ۳۰ و بروز زبان نوین در هنر
در دهه ۳۰ شمسی، هنرمندان ایرانی با سبکهای نوین آشنا شدند. از جمله جلیل ضیاءپور که سبکهای مدرن غربی را وارد کرد. هنر نقاشی از بازنمایی صرف فاصله گرفت و به فرم و محتوا توجه بیشتری نشان داد. آثار نقاشان این دوران دربردارنده نگاه انتقادی و نوگرایانه است. هنر به خیابان آمد و مخاطبان بیشتری پیدا کرد. مفاهیم اسطورهای و اجتماعی در آثار دیده میشد. هنرمندان به تجربهگرایی رو آوردند. نهادهای هنری مستقل شکل گرفت. این دوره آغازی بر مدرنیسم ایرانی بود.
۳. مکتب سقاخانه و ایرانیسازی هنر مدرن
جنبش سقاخانه کوششی بود برای بومیسازی هنر مدرن. هنرمندان این مکتب با الهام از فرمهای سنتی مذهبی، زبانی نمادین ساختند. پرویز تناولی، مسعود عربشاهی و دیگران از عناصر خوشنویسی و کاشی بهره گرفتند. آثار آنان بازتابی از هویت مذهبی-ملی ایران بود. در عین حال، تکنیکها و مفاهیم نوین را هم در برداشتند. آثار سقاخانهای در فضای جهانی نیز پذیرفته شد. این جنبش سنت و مدرنیته را درهم آمیخت. سقاخانه سبکی اصیل برای بیان مدرن ایرانی شد. مکتبی اثرگذار در تاریخ هنر ایران بود.
۴. هنر در دوران انقلاب و پس از آن
انقلاب ۵۷ تأثیری چشمگیر بر هنر ایران گذاشت. موضوعات سیاسی و دینی جای خود را در نقاشی باز کردند. برخی هنرمندان از کشور خارج شدند، برخی ماندند و در فضای تازه کار کردند. هنر پوستر، گرافیک سیاسی و نقاشی مفهومی رشد یافت. آثار این دوره اغلب دارای پیامهای اجتماعی و اعتراضی بودند. هنرمندان جوان با دغدغههای تازهای وارد عرصه شدند. شرایط محدود، اما انگیزهها بالا بود. آثار بسیاری تحت تأثیر مسائل روز جامعه بودند. هنر بار دیگر نقش سیاسی و اجتماعی یافت. دهههای بعدی ادامهدهنده این فضا بودند.
برچسب: ،